الشيخ فاضل اللنكراني

20

احكام جوانان (فارسى)

يكديگر مىآيند و مىروند ، ماه‌ها و فصل‌ها به نوبت و با نظم و حساب در گردش‌اند ، هنگام شب فضاى بالا پر از ستارگان درخشان و زيبا مىشود ، در روى زمين گياهان و درخت‌هايى مىبيند كه دانه بعضى از آنها در ابتداى امر به اندازه‌اى كوچك است كه در لاى انگشتان او گم مىشود و پس از چندى درختى تنومند با شاخه‌هاى بلند و برگ‌ها و شكوفه‌هاى رنگارنگ و ميوه‌هاى گوناگون ، داراى طعم‌ها و بوهاى جان‌پرور مشاهده مىكند ، جانورانى مىبيند داراى شكل‌ها و حجم‌ها و طبيعت‌ها و غريزه‌هاى گوناگون ، موجوداتى مىبيند كه پيدا مىشوند و باز از ميان مىروند ، زنده مىشوند و مىميرند ، جريان حيات را از گياه تا انسان مشاهده مىكند . عظمت و ريزه كارى خلقت خود را مىبيند ، اندام خود ، استخوان‌ها و رگ‌هاى بدن ، عجايب استخوان سر ، چشم و گوش و صورت و دستگاه گوارش و گردش خون و ضربان قلب و خلقت دست‌ها و انگشتان و كيفيت تركيب اعضا و جوارح و چگونگى تغذيه و تأمين مواد لازم بدن ، دستگاه توليد فرزند و نقش قوه عقل و شهوت و خيال و واهمه و ساير قواى نامرئى موجود در جسم خود را مدّ نظر مىآورد و بىاختيار اعتراف مىكند كه : اى همه هستى ز تو پيدا شده * خاك ضعيف از تو توانا شده زيرنشين علمت كائنات * ما به تو قائم چو تو قائم به ذات